تبليغاتX
.: partdesign.ir :.
i love corel

متعلق به : گالری من

این کار فقط با استفاده از خطوط طراحی شده که با کرل کار کردم و با استفاده از خطوط سطح و متقابلا حجم ایجاد شده

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 18:19  توسط سروش اشعاری  | 

هامون آخر

متعلق به : گالری من

من از این طرح خیلی خوشم اومد شما نظرتون چیه ؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 18:14  توسط سروش اشعاری  | 

هامون

متعلق به : گالری من

این لوگو مورد تائید قرار گرفت اما یک طرح بعد از این مسئله زدم که به نظرم قشنگ شد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 18:5  توسط سروش اشعاری  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 21:9  توسط سروش اشعاری  | 

اتود لوگوي هامون

متعلق به : گالری من

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 21:3  توسط سروش اشعاری  | 

فونت فارسی برای فتوشاپ

متعلق به : آموزش فتوشاپ

این هم فونتی که امتحان شده هست و حتما کار می کنه

۱ـ اول فایل رو از حالت زیپ خارج کنید 

۲ـ بعد فونت رو در کنترل پنل در پوشه فونت کپی کنید

۳ـ برنامه مورد نظرتون رو مثل فتوشاپ باز کنید

۴ ـ یکی از فونت هایی که اول اونا B هست رو انتخاب

و بعد تایپ کنید

برای دریافت اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 16:9  توسط سروش اشعاری  | 

تغییر رنگ ScrollBar

متعلق به : مقالات آموزشی

براي اينكه رنگ ScrollBar صفحه سايت خود را عوض كنيد كافي است كد زير را در ابتداي برنامه خود اضافه كنيد. (تقريبا بعد از تگ )

خب يك توضيحي در مورد اين سورس بدم...

اول اينكه اين چند خط كد از دستورات CSS‌پيروي ميكنه كه در تگ Style قرار گرفته است.

Scrollbar-face-color: در اين قسمت رنگ اصلي اسكرول را تعيين مي كنيد.

Scrollbar-shadow-color: در اين قسمت رنگ سايه اسكرول را مشخص مي كنيد (خط موجود در سمت راست و پايين اسكرول)

Scrollbar-highlight-color: در اين قسمت رنگ قسمت روشن اسكرول را مشخص مي كنيد (خط موجود در سمت چپ و بالاي اسكرول)

Scrollbar-3dhigh-color: اين پارامتر رنگ بوردر (خط) دور اسكرول را مشخص مي كند. (خط كلي در دور تا دور اسكرول)

Scrollbar-darkshadow-color: خط دوم سايه اسكرول را مشخص مي كند . (اين خط بر روي خط سايه كه در سمت راست و بالاي اسكرول است قرار ميگيرد)

Scrollbar-track-color: اين قسمت رنگ زمينه اسكرول را مشخص مي كند.

Scrollbar-arrow-color: رنگ فلش هاي موجود در كليدهاي بالا و پايين اسكرول را تغيير مي دهد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:18  توسط سروش اشعاری  | 

در خانه ها و يا مراكز كوچكي كه دو رايانه وجود دارد هميشه فكر وصل كردن اين دو رايانه به ذهن صاحبان آن مي رسد. در اين مقاله در ابتدا طريقه ساخت كابل مخصوص براي برقراري اتصال بين دو رايانه به صورت مستقيم را ياد ميگيريم و در مرحله بعدي تنظيم هاي بين دو سيستم را ياد مي گيريم. البته مرحله ساخت كابل ضروري نيست چون به راحتي مي توان آنرا سفارش داد ولي دانستن آن براي كساني كه مي خواهند همه كار را خود انجام  دهند بد نيست.

طريقه ساخت كابل كراس اور ( يادگيري اين بخش ضروري نيست)

براي اتصال دو رايانه به صورت مستقيم نياز به كابل شبكه كراس اورداريم با اين كابل مي توان مستقيم با كمك كارت شبكه هاي دو سيستم , آنها را به هم وصل كرد ولي در غير اين صورت اگر از كابل هاي كلاس آ بهره ببريم نياز به سوييچ خواهيم داشت كه خرج كار را بالا مي برد. در صورتي هم كه مي خواهيد كابل مخصوص اين كار را سفارش بدهيد بايد تقاضاي كابل " كراس اور " كنيد كه البته با نام بردن " كراس " نيز منظور را مي رسانيد.
در شكل زير الگوري ساخت اين كابل و مبناي ساختن كابل را مشاهده مي كنيد :

در تصوير بالا تي اكس ها ( سيم هاي فرستنده اطلاعات ) و آر اكس ها ( دريافت كننده ها ) را مشاهده مي كنيد. تي اكس هاي مثبت به آر اكس هاي مثبت  و تي اكس هاي منفي نيز به آر اكس هاي منفي متصل شده اند.
براي ساخت سر اول كابل بايد رنگ هاي سيم ها را مانند شكل زير ترتيب كنيم و به سوكت متصل نماييم :

سفيد نارنجي - نارنجي -  سفيد سبز - آبي - سفيد آبي - سبز - سفيد قهوه اي - قهوه اي

سر ديگر كابل را بايد به صورت ديگري ترتيب كرد و به سوكت متصل نمود تا بدون نياز به سوييچ و خرج اضافه بتوان تنها با يك كابل دو رايانه را به هم متصل كرد :

سفيد سبز - سبز -  سفيد نارنجي - آبي - سفيد آبي - نارنجي - سفيد قهوه اي - قهوه اي

در تصوير زير مي توانيد ترتيب رنگ بندي را مشاهده كنيد كه در نهايت به صورت زير در مي آيد :
 

تنظيمات بعدي در ويندوز

بعد از اينكه كابل ساخته شده را ساختيم يك سر آنرا به رايانه اصلي ( سرور ) و سر ديگر را به دستگاه ديگر متصل مي نماييم. اكنون مراحل زير را براي آغاز تنظميات طي مي كنيم :
My Network Places را انتخاب كنيد در منوي سمت چپ روي View Network connections  كليك كنيد.

بعد از اينكه مانند شكل بالا روي كانكشن لن خود راست كليك كرديم و پراپرتيس را انتخاب نموديم در سربرگ پيش فرض يعني جنرال روي گزينه Internet Protocol (TCP/IP) دو بار كليك مي كنيم سپس تنظيمات را مانند شكل زير اعمال مي نماييم :

اين آي پي آدرس ها را براي رايانه اصلي يا همان سرور خانگي خود اعمال مي كنيم. اكنون سراغ رايانه ديگر مي رويم و مراحل بالا را تكرار مي كنيم با اين تفاوت كه تنظيمات رايانه دوم را مانند شكل زير اعمال مي كنيم :

اكنون اتصال بين دو رايانه با يك كابل به صورت مستقيم برقرار است. براي اطمينان كار دو سيستم را يك بار ريست نماييد.

اشتراك و استفاده همزمان از اينترنت در دو رايانه

رايانه اصلي را مانند هميشه به اينترنت متصل نماييد بعد از وصل شدن رايانه به اينترنت روي كانكشن خود راست كليك كنيد سپس گزينه آخر را انتخاب نماييد و بعد در سربرگ ادونس مانند شكل زير عمل نماييد :


در شكل بالابه گزينه سوم كه تيك ندارد توجه كنيد ! در صورتي كه تيك اين بخش را بزنيد رايانه دوم مي تواند اينترنت به اشتراك گذاشته شده را غير فعال كند و روي آن كنترل داشته باشد كه بنا به خواسته شما مي توانيد تيك آن را برداشته يا قرار دهيد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 21:52  توسط سروش اشعاری  | 

چارلی چاپلین

متعلق به : متفرقه

آنچه می خوانید  نامه ای است که چارلی چاپلین به دختر خود ژرالدین نوشته است :

ژرالدین عزیزم:
اینجا شب است، یک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهیان بی سلاح خفته اند. نه برادرونه خواهرونه حتی مادرت، به زحمت توانستم بی اینکه این پرندگان خفته را بیدار کنم، خودم رابه این اتاق انتظار پیش ازمرگ برسانم. من ازتو دورم، خیلی دور... اماچشمانم کورباد، اگریک لحظه تصویرتو را از چشمان من دور کنند. تصویر تو آنجا روی میزهست. تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست. اما تو کجائی؟ آنجادر پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پرشکوه شانزه لیزه می رقصی.این را می دانم وچنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدم هایت را می شنوم و در این ظلمت زمستان، برق ستارگا ن چشمانت را می بینم رویایی فردای تو را، رویای امروزتو، دختری می دیدم به روی صحنه ،فرشته ای می دیدم به روی صحنه ،فرشته ای می دیدم به روی آسمان، می شنیدم تماشاگران را که می گفتنند: دختر را می بینی ؟ این دختر همان دلقک پیره. شنیده ام نقش تو در نمایش پر نور و پرشکوه نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش وبرقص. ستاره باش وبدرخش. اما اگر قهقهه تحسین آمیزتماشاگران وعطرمستی گلهایی که برایت فرستاده اند تورافرصت هوشیاری داد، درگوشه ای بنشین، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرادار.من پدر تو هستم، ژرالدین من چارلی چاپلین هستم. وقتی بچه بودی، شب های دراز به بالینت نشستم وبرایت قصه ها گفتم. قصه زیبای خفته در جنگل، قصه اژدهای بیدار در صحرا،خواب که به چشمان پیرم می آمد ، طعنه اش می زدم  ومی گفتمش برو. من در رویای دخترخفته ام رویا می دیدم ژرالدین، رویای فردای تو، رویای امروزتو، دختری می دیدم به روی صحنه، فرشته ای می دیدم به روی آسمان،که می قصید ومی شنیدم تماشاگران را که می گفتند: دختره را می بینی؟ این دخترهمان دلقک پیره. اسمش یادته؟ چارلی. آره چارلی هستم. من دلقک پیری بیش نیستم. امروز نوبت توست.برقص. من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو درجامه حریر شاهزادگان می رقصی. این رقصها، وبیشتر از آن صدای کف زدن های تماشاگران،گاه تورا به آسمانهاخواهدبرد. برو. آنجا برو اما گاهی نیز بر روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن. زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد. من یکی از اینان بودم ژرالدین و در آن شب ها در آن شب های افسانه ای کودکی های تو ، با لالایی قصه های من به خواب می رفتی و من باز بیدار می ماندم و در چهره تو می نگریستم ، ضربان قلبت را می شمردم واز خودم می پرسیدم : چارلی آیا بچه گربه هرگز تو را خواهد شناخت؟ ... تو مرا می شناختی ژرالدین . در آن شب های دور، بس قصه ها با تو گفتم، اما قصه خود را هرگز نگفتم. ابن داستان شنیدنی است: داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام واز اینها بیشتر ، من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج میزد، اما سکه صدقه رهگذر خود خواهی آن را می خشکاند، احساس کرده ام. با این همه من زنده ام و از زندگان پیش از آن که بمیرند نباید حرفی زد. داستان من به کار تو نمی آید ، از تو حرف بزنم. به دنبال تو نام من است: چارلی چاپلین . با همین نام چهل سال بیشتر مردم را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند ، خود گریستم.
ژرالدین در دنیایی که تو در آن زندگی می کنی تنها رقص وموسیقی نیست. نیمه شب هنگامی که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون میآئی ، آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس، حال زنش را هم بپرس... واگر آّبستن بود و پولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت، چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار. به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام ، فقط این نوع خرج های تو را بی چون و چرا قبول کند اما برای خرج های دیگرت باید صورت حساب  بفرستی. گاه گاه ، با اتوبوس، با مترو شهر را بگرد.
و....

چارلی چاپلین در بخشهای پایانی نامه خود به دخترش این چنین بیان می دارد:

حقیقت را با تو می گویم دخترم: مردمان بر روی ریسمان نا استوار سقوط می کنند. شاید که شبی در خشش گرانبهاترین الماس این جهان تو رافریب دهد. آن شب این الماس ریسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. شاید روزی چهره زیبای شاهزاده ای تورا گول بزند آن روز بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند. دل به زرو زیور نبند زیرا بزرگترین الماس این جهان آقتاب است و خوشبختانه این الماس بر گردن همه می درخشد... و اما اگر روزی دل به مردی بستی، با او یک دل باش. به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد او عشق را بهتر از من می شناسد و او برای تعریف یک دلی شایسته تر از من است. کار تو بس دشوار است این را می دانم . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن  باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند. برهنگی بیماری عصر ماست و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم. اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری. بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد ، مال دوران پوشیدگی ، نترس این ده سال تورا پیر نخواهد کرد... حرف بسیار برای تو دارم ولی بوقت دیگر می گذارم و با این آخرین پیام نامه را به پایان می بخشم: انسان باش، پاکدل و یکدل، زیرا گرسنه بودن ، صدقه گرفتن و در فقر مردن ، بارها قابل تحمل  تر از پست بودن  و بی عاطفه بودن است.

http://eternal-dream.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:56  توسط سروش اشعاری  | 

متن خودکشی کرت کوبین

متعلق به : موسیقی و سینما

برای بودا از زبان یک ساده دل با تجربه که آشکارا به یک اخته و بچه غرغرو تبدیل شده صحبت میکنم.این یادداشت باید کاملا"راحت فهمیده شود. همه اخطارهایPunk-rock 101 طی این سالها از اولین آشنایی ام با اخلاقیاتی که همراه استقلال می آید و تحقیرهای جامعهء شما ثابت شده است که صحیح است. مثلا"وقتی بشت صحنه هستیم و چراغ ها خاموش می شود و فریاد دیوانه وار جمعیت شروع می شود آن گونه که فردی مرکوری را تحت تاثیر قرار می داد بر من اثر نداشت به نظر می رسید که او از عشق و تحسین جمعیت لذت میبرد لذتی که من کاملا" اجر می گذارم و به آن حسادت می کنم.حقیقت این است که من نمی توانم شما را تحمیق کنم هیچ کدام از شما را.این اصلا"برای شما یا خود من منصفانه نیست.بد ترین جنایتی که فکرش را می توانم بکنم این است که مردم را با جعل و وانمود کردن این که من صد در صد حال می کنم بچابم.گاهی اوقات احساس می کنم باید بیش از اینکه از روی سن بایین بروم کارت خروج بزنم.من با تمام قوا سعی کردم که قدر بدانم(و خدایا این کار را کردم باور کنید کردم اما کافی نیست).به این واقعیت که من و ما بسیاری از مردم راkurt cobain تحت تاثیر قرار دادیم و سر گرم کردیم اجر می گذارم.من باید از آن دسته آدم های خود شیفته ای باشم که وقتی چیزی گذشته تازه قدرش را می دانند.بسیار حساس هستم و احتیاج دارم تقریبا"بی حس باشم تا دوباره آن اشتیاق را که در دوران کودکی داشتم باز یابم. در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی که می شناختم و هواداران موسیقی مان قدردانی بهتری داشتم.اما هنوز نمی توانم از احساس یاس گناه و همدلی ای که نسبت به همه دارم عبور کنم.در همه ما جنبه های خوب وجود دارد و من فکر می کنم مردم را بسیار دوست دارم آنقدر زیاد که من را وحشتناک غمگین می کند.هی مرد!متولد برج حوت غمگین کوچولو حساس قدر نشناس!چرا لذت نمی بری؟؟نمی دانم..!! همسری بسیار خوب دارم که از او بلند بروازی و همدلی تراوش میشود دختری که مرا بسیار به یاد آنچه خودم بودم ما اندازد.سرشار از عشق و لذت.هر کسی را که می بیند می بوسد چون همه خوبند و هیچ اسیبی به او نمی رسانند.و این مرا به هراس می اندازد تا جایی که کنترل خود را از دست می دهم.نمی توانم این خیال را تحمل کنم که فرانسیس هم بینوا و خودویرانگر و مرگ غلطانکی شبیه به انچه من شدم بشود. دوران خوبی داشتم و من بسیار خوب و من خوشحال و مفتخرم.اما از سن هفت سالگی به کلی از تمام انسان ها متنفر شدم.تنها به این دلیل که به نظر می رسید برای مردم بسیار آسان است که ادامه بدهند و همدلی داشته باشند.فکر می کنم تنها به این دلیل که من مردم را دوست دارم و برای آنها احساس تاسف می کنم! برای نامه ها و توجه تان در طی این سالها از ته چاله سوزان و بیچان شکو خود تشکر می کنم.من دمدمی و ویری هستم دلبندم!دیگر هیچ شور و سودایی ندارم.بیاد داشته باشید که بهتر است به یکباره خاموش شد تا ذره ذره محو شد.! صلح-عشق-همدلی کرت کوبین فرانسیس و کرتنی من در محراب شما خواهم بود. کرتنی خواهش می کنم ادامه بده!به خاطر فرانسیس. برای زندگی اش که بدون من بسیار شادتر خواهد بود. دوستت دارم!دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 23:2  توسط سروش اشعاری  | 

design by : soroush ashari 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 15:48  توسط سروش اشعاری  | 

3D ball 2

متعلق به : گالری من

design by : soroush ashari 
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 22:11  توسط سروش اشعاری  | 

3D ball

متعلق به : گالری من

design by : soroush ashari
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 21:43  توسط سروش اشعاری  | 

گريز

متعلق به : گالری من

design by : soroush ashari
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 21:13  توسط سروش اشعاری  | 

since 2007 | © PartDesign.ir | soroush ashari